یک حادثه تلخ دیگر خاطر همه ی ما را آزرد و همه را در غمی بزرگ فرو برد. یک بار دیگر یک فاجعه تروریستی در استان ما؛ دل همه را لرزاند و خیابانی را به خون بی گناهانی آغشته کرد و باز فکر همه را مشغول کرد « به راستی اوضاع امنیتی استان ما در چه حالی است؟» اما دیگر خبری از گلایه شدید نماینده های استان استعفا و باز پس گیری آن نیست (که بیشتر شبیه یک ترفند سیاست مدارانه بود) .
هر چند کنکاش در حوادث تلخ چندان خوشایند نیست اما گاهی لازم است که تلنگری به حافظه ی فراموشکارمان بزنیم تا بدانیم، این قصه ی تلخ و واقعی از کجا شروع شد؟ و چرا همچنان ادامه دارد؟
اسفند 1384: حادثه فجیع کشتار جمع کثیری از هم استانی هایمان در جاده ی اصلی زابل به زاهدان در منطقه ی تاسوکی
فروردین 1385: ترور حجت الاسلام والمسلمين يوسف محمديسليماني رابط فرهنگي دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در تربیت دبیری ایرانشهر
مهر 1385: ترور حجت الاسلام والمسلمين مهدی توکلی روحاني مستقر در روستاي افتخارآباد خاش
بهمن 1385: انفجار بمب در بلوار ثارالله زاهدان و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از شهروندان زاهدانی
بهمن 1385: ترور چهار مأمور انتظامی در یکی از پر ترددترین مناطق زاهدان، تقاطع بلوار معلم و بزرگمهر
بهمن 1385: انفجار یک بمب صوتی در بلوار جمهوری
تیر 1386: حادثه منطقه ی کورین
اردیبهشت 1387: ترور امام جماعت مسجد چهارده معصوم زاهدان
خرداد 1387: حمله به یک پاسگاه انتظامی در شهرستان سراوان و به گروگان گیری پرسنل آن
آغاز موج نوی حملات تروریستی، آغاز بمب های زنده ی انتحاری
دی 1387: حمله انتحاری به صبحگاه نیرو های انتظامی در سراوان (البته این صبحگاه انجام نشده بود)
فروردین 1388: ترور حجت الاسلام والمسلمين عبادی مسئول مدارس قدس رستگاران در شهرستان خاش
خرداد 1388: انفجار یک بمب انتحاری در نماز جماعت مسجد علی بن ابیطالب زاهدان و کشته و زخمی شدن تعداد بسیاری از نمازگزاران
خرداد 1388: درگیری های ادامه دار در گوشه و کنار زاهدان، تخریب بخشی از اموال عمومی و خصوصی و کشته و زخمی شدن عده ای
خرداد 1388: به آتش کشیده شدن موسسه ی مالی و اعتباری مهر در خیابان خیام زاهدان و کشته شدن کارکنان این مرکز و افراد عادی
مهر 1388: حمله انتحاری به مراسم گردهمایی معتمدین و سران طوایف و فرماندهان سپاه پاسداران در منطقه ی پیشین
تیر 1389: دو انفجار انتحاری پی در پی در مسجد جامع زاهدان
و...
این ها گوشه ای از کارنامه ی تروریستی فقط در استان ما می باشد که چندین درگیری مسلحانه، آدم ربایی، باج خواهی، درگیری و بمب گذاری موفق و نا موفق دیگر را نیز می توان به این کارنامه اضافه کرد. اغلب حوادث تروریستی استان های هم جوار را نیز می توانیم به گردن بگیریم مانند حادثه ی جاده بم ـ کرمان و ... .
اگر سرمان را از زیر برف بیرون بیاوریم می بینیم که مهمترین معبر قاچاق سوخت، مواد مخدر، انسان و ... در استان ما قرار دارد و ما افتخار همسایگی با دو کشور را داریم که از نا امن ترین مناطق جهان به شمار می آیند. همچنین به یاد داشته باشیم هنوز خانواده هایی در استان ما در انتظار خبری از عزیزانشان هستند که معلوم نیست در اسارت کدام گروه آدم ربا باشند، یا باج خواهی هایی بسیاری که تنها با پرداخت مبالغ هنگفت به سارقان به سرانجام رسیده است.
آیا هنوز هم اوضاع امنیت مورد تایید مسئولان و زضایت بخش است؟
پس از هرکدام از این حوادث سیل پیام ها و سوگ نامه ها سرازیر می شود یادمان ها و نام گزاری ها می آید و سپس تمام تقصیرها و لعن و نفرین ها نیز متوجه جبهه ی القاعده و طالبان یا گروهک های دیگر تروریستی می شود. دستگاه های امنیتی هم با اعتقاد کامل از مدارکی مستند سخن می گویند البته ناگفته نماند گاهی افرادی دستگیر و مجازات هم شده اند.
اما همواره سهم ما از مرزداری و مرزنشینی این است که هر از گاهی با سخنی امیدوار و با حادثه ای دیگر نا امیدتر شویم. بهتر است دست از آمار دل خوش کننده و سخن های دل گرم کننده بر داریم و به جد این وضعیت را آسیب شناسی کنیم. ما هم چنان با اضطراب به زندگی خود در انزوای این حاشیه ی کشور ادامه می دهیم و هنوز شاهد اتفاقی نیستیم.
فکر نمی کنید اگر راهی که در پیش داریم درست است چرا این قدر تکرار؟ نگاهی دوباره به لیست بیاندازید، این سریال هولناک با شیوه های مختلف جان های عزیزی را می گیرد.
هر چند کنکاش در حوادث تلخ چندان خوشایند نیست اما گاهی لازم است که تلنگری به حافظه ی فراموشکارمان بزنیم تا بدانیم، این قصه ی تلخ و واقعی از کجا شروع شد؟ و چرا همچنان ادامه دارد؟
اسفند 1384: حادثه فجیع کشتار جمع کثیری از هم استانی هایمان در جاده ی اصلی زابل به زاهدان در منطقه ی تاسوکی
فروردین 1385: ترور حجت الاسلام والمسلمين يوسف محمديسليماني رابط فرهنگي دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در تربیت دبیری ایرانشهر
مهر 1385: ترور حجت الاسلام والمسلمين مهدی توکلی روحاني مستقر در روستاي افتخارآباد خاش
بهمن 1385: انفجار بمب در بلوار ثارالله زاهدان و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از شهروندان زاهدانی
بهمن 1385: ترور چهار مأمور انتظامی در یکی از پر ترددترین مناطق زاهدان، تقاطع بلوار معلم و بزرگمهر
بهمن 1385: انفجار یک بمب صوتی در بلوار جمهوری
تیر 1386: حادثه منطقه ی کورین
اردیبهشت 1387: ترور امام جماعت مسجد چهارده معصوم زاهدان
خرداد 1387: حمله به یک پاسگاه انتظامی در شهرستان سراوان و به گروگان گیری پرسنل آن
آغاز موج نوی حملات تروریستی، آغاز بمب های زنده ی انتحاری
دی 1387: حمله انتحاری به صبحگاه نیرو های انتظامی در سراوان (البته این صبحگاه انجام نشده بود)
فروردین 1388: ترور حجت الاسلام والمسلمين عبادی مسئول مدارس قدس رستگاران در شهرستان خاش
خرداد 1388: انفجار یک بمب انتحاری در نماز جماعت مسجد علی بن ابیطالب زاهدان و کشته و زخمی شدن تعداد بسیاری از نمازگزاران
خرداد 1388: درگیری های ادامه دار در گوشه و کنار زاهدان، تخریب بخشی از اموال عمومی و خصوصی و کشته و زخمی شدن عده ای
خرداد 1388: به آتش کشیده شدن موسسه ی مالی و اعتباری مهر در خیابان خیام زاهدان و کشته شدن کارکنان این مرکز و افراد عادی
مهر 1388: حمله انتحاری به مراسم گردهمایی معتمدین و سران طوایف و فرماندهان سپاه پاسداران در منطقه ی پیشین
تیر 1389: دو انفجار انتحاری پی در پی در مسجد جامع زاهدان
و...
این ها گوشه ای از کارنامه ی تروریستی فقط در استان ما می باشد که چندین درگیری مسلحانه، آدم ربایی، باج خواهی، درگیری و بمب گذاری موفق و نا موفق دیگر را نیز می توان به این کارنامه اضافه کرد. اغلب حوادث تروریستی استان های هم جوار را نیز می توانیم به گردن بگیریم مانند حادثه ی جاده بم ـ کرمان و ... .
اگر سرمان را از زیر برف بیرون بیاوریم می بینیم که مهمترین معبر قاچاق سوخت، مواد مخدر، انسان و ... در استان ما قرار دارد و ما افتخار همسایگی با دو کشور را داریم که از نا امن ترین مناطق جهان به شمار می آیند. همچنین به یاد داشته باشیم هنوز خانواده هایی در استان ما در انتظار خبری از عزیزانشان هستند که معلوم نیست در اسارت کدام گروه آدم ربا باشند، یا باج خواهی هایی بسیاری که تنها با پرداخت مبالغ هنگفت به سارقان به سرانجام رسیده است.
آیا هنوز هم اوضاع امنیت مورد تایید مسئولان و زضایت بخش است؟
پس از هرکدام از این حوادث سیل پیام ها و سوگ نامه ها سرازیر می شود یادمان ها و نام گزاری ها می آید و سپس تمام تقصیرها و لعن و نفرین ها نیز متوجه جبهه ی القاعده و طالبان یا گروهک های دیگر تروریستی می شود. دستگاه های امنیتی هم با اعتقاد کامل از مدارکی مستند سخن می گویند البته ناگفته نماند گاهی افرادی دستگیر و مجازات هم شده اند.
اما همواره سهم ما از مرزداری و مرزنشینی این است که هر از گاهی با سخنی امیدوار و با حادثه ای دیگر نا امیدتر شویم. بهتر است دست از آمار دل خوش کننده و سخن های دل گرم کننده بر داریم و به جد این وضعیت را آسیب شناسی کنیم. ما هم چنان با اضطراب به زندگی خود در انزوای این حاشیه ی کشور ادامه می دهیم و هنوز شاهد اتفاقی نیستیم.
فکر نمی کنید اگر راهی که در پیش داریم درست است چرا این قدر تکرار؟ نگاهی دوباره به لیست بیاندازید، این سریال هولناک با شیوه های مختلف جان های عزیزی را می گیرد.
0 نظرات:
ارسال يک نظر